ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
پيش درآمد 53
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
زيوه از محال گلستان انعقاد يافت . كه بار ديگر ميان دولت روسيه و دولت فرانسه سخت جنگ درگير شده بود . و اصولا قسمت اعظم اروپا متفقا برعليه ناپلئون وارد جنگ شده بودند . عباس ميرزا كه از خيانتهاى همپيمانهاى خود و حملهء غافلگيرانه روسها در اصلاندوز يك سال پيش از انعقاد اين معاهده ( گلستان ) شكستهاى فاحشى خورده بود . شايد درس عبرتى گرفته بود كه ديگر به ديگران تكيه نكند و خود بتواند زيانهاى حاصله از جنگهاى گذشته را جبران كند . از اين روى موقعيت جبههء جنگ در قفقاز را بررسى كرد و متوجه شد كه بيشتر سپاه روسيه در جبههء اروپا با ناپلئون درگير است . در اين حالت به فكر جمعآورى سپاه و سيورسات بسيار افتاد چراكه دريافته بود كه بهترين موقع حمله به روسيه همين موقع است كه با ناپلئون در جبهه اروپا درگير است و اگر در اين ايام كه شهرهاى قفقاز قدرت دفاعى مهمى ندارند حمله را به گرجستان آغاز كند شايد با همدستى افرادى كه در گرجستان برعليه روسيه انقلاب كردهاند و با سپاه خود بتواند گرجستان از دست رفته را باز به خاك ايران برگرداند . درست در همان روزها كه در نظر داشت حمله سريع خود را آغاز كند جاسوسانى كه در اطراف وليعهد پرسه ميزدند فرماندهء كل قواى قفقاز را از نقشه وليعهد مطلع گردانيدند و فرمانده سپاه روسيه از كارگزاران همپيمان خود يعنى از سرگوراوزلى خواست كه بهر طريقى شده معاهدهء صلحى ميان روسيه و ايران امضاء كند ، بههمين سبب اوزلى به دستوپا افتاد و به هر طريقى بود كارگزاران ناراضى ايران را به عقد عهدنامهاى راضى كرد و عهدنامه ننگين گلستان انعقاد يافت . در قسمت پيش خوانديم كه قرار شد سفيرى بدولت روسيه برود و معاهده را به امضاء الكساندر اول امپراطور روسيه برساند . اين قرعه هم با سياست سرگوراوزلى بنام ميرزا ابو الحسن خان ايلچى اصابت كرد . و ميرزا ابو الحسن خان ( همانطورى كه در شرح احوال او قبلا خوانديد ) « روز سهشنبه بيست و پنجم شهر جمادى الثانى 1229 ه . ق بعد از مرخصى از حضور شاهنشاه عالمپناه همايون از دار الخلافهء تهران حركت » « 1 » مىكند و عازم اين سفر مىشود . محمد هادى علوى ( كه شرح احوال او را نيز قبلا مطالعه فرموديد ) كيفيت اين سفر را روز بروز شرح مىدهد . پس از آنكه از تهران حركت مىكنند شب را در امامزاده حسن يك فرسنگى تهران مىگذرانند و از آنجا عازم صفر خواجه و سپس وارد قزوين مىشوند . در قزوين با شاهزاده على نقى ميرزا صاحب اختيار قزوين ملاقات مىكنند و از آنجا عازم زنجان و سلطانيه مىشوند ، فتحعلى شاه دستور ميدهد كه ميرزا ابو الحسن خان هزينه سفر و سواران همراه خود را از تهران تا سرحد ايران از صاحب اختيار هر شهر بگيرد . ميرزا هادى مىنويسد : « هنگامى كه از زنجان حركت كرديم و عازم تبريز شديم يك نفر غلام سركار شوكت مدار نواب اشرف نايب السلطنه و وليعهد دولت ايران عباس ميرزا وارد و رقم مرحمت شيم مبارك و مراسلهاى را از جانب جناب ميرزا ابو القاسم وزير
--> ( 1 ) - همين كتاب ص 7 .